مقالات و یادداشت‌ها

انتقادات روشنفکران شبیه مبارزه منافقین و سلطنت طلبان با جمهوری اسلامی

یادداشت تحلیلی

باسمه تعالی

نحوه اداره کشور در دوره جمهوری اسلامی همواره با انتقادات فراوان و متنوعی از سمت گروه های مختلف همراه بوده است. این انتقادات از ایرادات به سیستم اداری کشور تا معرفت پایه حکمرانی و نظام سیاسی را شامل می شده است.
از آن جا که کاستی ها در اداره کشور نیز همواره وجود داشته و مردم را آزار داده است بسیاری اوقات در ذهن افراد این نگرش ایجاد می شود که همه کسانی که منتقد نحوه اداره کشور هستند درست می فهمند، به درستی منتقد هستند و راهکارهای مناسبی هم دارند. از این رو گروه های مختلف، انتقاد به حکمرانی در جمهوری اسلامی را به مثابه سفره ای برای کسب وجاهت و اعتبار اجتماعی نگاه کردند و از هر سو زبان به انتقاد یا تخریب و طعن گشودند.
یک مسئله مهم این است که چگونه این وضعیت را در نظام اداره کشور مدیریت کنیم که نیروی منتقد و اصلاح گر، به سربازی برای بهبود اداره کشور تبدیل شود. این کاری اگرچه سخت، اما ممکن است و جمهوری اسلامی با آن آشنا است. با پذیرش سختی بعضی تغییرات، این مهم می تواند محقق شود. اگر نتوانیم این تغییرات را رقم بزنیم روند فرسایش نیروی اجتماعی و پیش برنده، تداوم خواهد یافت.
اما مسئله مهم دیگر این است که در نتیجه وقوع جنگ تحمیلی 12 روزه، واقعیت بسیاری از رویکردهای منتقدانه برای مردم آشکار شد. روشن شد که هر کس انتقادی دارد الزاما فهم درستی از موضوعات ندارد. الزاما دلسوز مردم نیست و اگر کار به دستش بیفتد یا امر با نظر او به گردش درآید ممکن است رفتاری غیرمتعهدانه و غیرمسئولانه داشته باشد.
برای فهم این موضوع میتوانیم از تجربه تاریخی ابتدای انقلاب اسلامی بهره ببریم. گروه های مختلفی که نسبت به رژیم پهلوی هم موضع مخالف و بعضاً معارض داشتند بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جهوری اسلامی، راهبردهای مختلف و متفاوتی برای برقراری عدالت و آزادی و احقاق حقوق مردم ابراز می کردند. در صحنه عمل اما رفتار هر کدام از ایشان در مقابل جمهوری اسلامی ایران که برآمده از خواست توده های میلیونی مردم و در معرض سخت ترین حوادث و بحران ها بود درس آموز است.
مسئله عبرت آموز این است که بعضی از این گروه ها با وجود ادعاهای آزادی خواهی و حمایت از ستم دیدگان، در شرایطی که موقعیت را برای قدرت گرفتن خود مناسب ندیدند تجویزشان پناه بردن به دامن دشمنان خونریز ملت ایران و همدستی با او برای کشتار مردم بود. منطق این رفتار آن بود که جمهوری اسلامی را مایه بدبختی و تباهی معرفی و همراهی با دشمن سفاک و بی رحم ایران برای کشتار مردم و براندازی جمهوری اسلامی را به این ترتیب توجیه می کردند.
به این ترتیب مشخص شد کسانی که با رژیم سلطنتی به دلیل دست نشانده امپریالیسم و دیکتاتور بودن مخالفت می کردند و شعارشان مقابله با استثمار، استعمار، اختناق، تحجر و دیکتاتوری بود در نهایت به عنوان مزدور استکبار جهانی، بدترین ضربه ها را به مردم ایران زدند و تحجر و دیکتاتوری را به نهایت رساندند.
در ماجرای تهاجم نظامی رژیم صهیونی و آمریکا به ایران، ناگهان چهره جدیدی از بعضی گروه های ظاهراً دلسوز و منتقد، نمایان شد که قبل از آن به خوبی برای عموم روشن نبود. تحلیل و تشریح رفتارهای گروه های مختلف در صحنه سرنوشت ساز جنگ تحمیلی 12 روزه، از جمله عبرت های مهمی است که باید به عنوان یکی از نتایج این جنگ، باعث رشد و بلوغ جامعه شود.
بعضی از گروه هایی که مدعی وطن دوستی و ایران پرستی بودند و در صحنه تهاجم به کشور، از مهاجمین حمایت کردند و یا سکوت منفعلانه ای در پیش گرفتند که هیچ تناسبی با ادعاهای پیشین نداشت. همچنین اساتید صاحب نظر که به روشنی ناکارآمدی نظریات خویش را در صحنه عمل دیدند؛ اما بجای همراهی با خواست عمومی مردم برای حمایت از ایران و جمهوری اسلامی، بر تغییر رویکرد نظام در مواجهه با قدرت های طاغوتی و زورگو اصرار کردند و شرافت و عزت ایرانیان را نادیده گرفتند.
واضع شد اگرچه عده ای از از نقص ها می نالند، اما رویکردشان هیچ چاله ای را پر نمی کند بلکه کشور را به چاه در می اندازند. همراهی بعضی گروه ها با دردها و مشکلات مردم از زاویه قدرت طلبی و تضعیف جمهوری اسلامی بود نه برای رفع مشکل مردم و پیشرفت کشور و در لحظه ای که(به نظر خودشان) فرصت مناسبی یافتند بجای همدلی با مردم و ایجاد اتحاد و انسجام در کشور، با دشمنان وقیح و درنده ایران همدست شدند.
اگرچه عده بی شماری از منتقدین و معارضین رفتارهای جمهوری اسلامی در جنگ با ایران همدلی کردند و مقابل دشمنان ایستادند و مهاجمان را تخطئه کردند؛ اما این درس بزرگ باید همواره پرطنین بماند که هر منتقد حکومت، الزاما دلسوز مردم نیست و ممکن است منافع و مطامع خود را دنبال کند؛ چنان که سازمان مجاهدین نیز با ادعای حقوق مردم با جمهوری اسلامی مخالفت می کرد؛ اما گرگی بود
که دریدن مردم را پیشه کرد. همچنین مدعیان پروژه توسعه در لوای سلطنت نیز وقتی فرصتی یافتند همانند منافقین، با دشمنان در تهاجم به ایران همدست شدند.
جمعیت تحول و کارآمدی همواره در طول سال های گذشته با تاکید بر این که مدیریت کشور، دچار مشکلات متعددی در حوزه های مختلف بوده و کاستی ها در وضعیت امروز کشور مشهود است؛ این امر را ناشی از غفلت، کوتاهی و پرت افتادن از مسیر روشن انقلاب اسلامی می داند. مسیری که با باور الهی و تکیه بر توده مردم موانع بزرگی را برطرف کرد و حرکت بی نظیر ملت ایران بر اساس آن سامان گرفت. در این نگاه، مصلحت و منفعت عمومی مردم با تکیه بر ارزش های الهی و انسانی پیگیری می شود و هوس های قدرت طلبانه و سراب های بی مبنا به اسم ارزش های دینی و آرزوهای توسعه گرایانه بر سرنوشت مردم حاکم نمی شود.
بنابراین راهکار مقابله با منتقدین در باطن قدرت طلب، به میدان آوردن ارزش های انقلاب با محوریت توده مردم است. سالار شدن مردم در کشور شرط تحقق اسلام است و حاکمیت مردم، بدون چارچوب های دینی متصور و مقدور نیست.

🌱به کانال های 🇮🇷 جمعیت تحول و کارآمدی🇮🇷 بپیوندید◀️

https://zil.ink/tahavoliran

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا