مقالات و یادداشت‌ها

دست خالی و ذهن مشوش جریان مدعی روشنفکری

یادداشت تحلیلی

✍دست خالی و ذهن مشوش جریان مدعی روشنفکری

❇️ایران کشوری است که در موقعیت خطیر جغرافیایی و سیاسی قرار دارد و این شرایط در طول تاریخ ایران تداوم داشته است. دنیای امروز نیز دنیایی بسیار ناپایدار است که هر لحظه، تلاطم و التهاب های شدیدی را شاهد هستیم. بنابراین خیلی بدیهی است که پیش فرض هرگونه ارائه چارچوب نظری و طراحی و برنامه ریزی در حوزه اداره کشور، پذیرفتن این شرایط است.

✴️این که کسی ایران و یا در واقع جهان را بدون تنش و بدون فشارهای طبیعی و غیرطبیعی در حوزه های سیاسی، نظامی و امنیتی تصور کند و سپس در مقام ارائه چارچوب نظری برای فهم مسائل و توصیه و تجویز قرار گیرد در حال تمسخر دیگران است.

✳️شاید توصیف این وضعیت صرفاً از عهده بیان طنزگونه بربیاید که یک جریان مدعی فکر و اندیشه در ایران وجود دارند که تصور می کنند ایران باید در ثبات و بدون درگیری ها و تنش های مختلف، برنامه پیشرفت و توسعه خود را تدوین و اجرا کند.

✨در دوره ای که هر هفته به اندازه سالی بر دنیا می گذرد و نظم ها و تناسب های پیشین به سرعت در حال تغییر هستند، تقاضای چنین شرایطی، بیشتر به ساخت یک گلخانه کوچک و آرام در میان طوفان شباهت دارد و این که جمهوری اسلامی ایران چقدر می تواند شبیه گلخانه ای کوچک در طوفان حوادث دنیا باشد بیش از آن که پرسشی جدی به نظر برسد، سوژه طنز است.

✴️واقعیت این است که ایران در میانه مذاکرات غیرمستقیم با دولت آمریکا در خصوص مسائل هسته ای، مورد تهاجم غافلگیرانه نظامی قرار گرفت و مراکز هسته ای کشور مورد بمباران شدید واقع شد. در واقع میز مذاکره و ایده مذاکره توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا به عنوان قدرت برتر نظامی دنیا مورد تهاجم قرار گرفت.

✨در این شرایط توصیه به جمهوری اسلامی ایران برای پذیرفتن گفتگو با دنیا و تغییر رویکردهای اصولی اش، به وضوح به معنای تسلیم پذیری و انصراف از معنای بودنی است که محصول انقلاب اسلامی ملت ایران است.

🔶البته می توان متصور بود دست خالی و بی مایه بودن برای ارائه چارچوب فهم و تولید محاسبات متناسب با موقعیت در جریانات مدعی علم و روشنفکری در شرایطی که رهبر جهان مدرن و نماد تمدن غرب مستقیماً به ایران تهاجم نظامی می کند و همه شعارهای فریبکارانه چند ده ساله شان رنگ می بازد، سبب چنین رفتارهای کاریکاتوری شده است؛ اما اینچنین تحرکی بلافاصله بعد از وقوع جنگ در میان میدان سیاست برای گروهی که نارسا بودن فهمش را باید پنهان می کرد، شاید نشانه ترس از روشن شدن واقعیات صحنه اداره کشور برای عموم مردم و عبور همیشگی آنان از افرادی است که حضورشان در ساحت اندیشه ورزی و تصمیم سازی برای مدیران نظام اسلامی، بلاوجه شده است.

🟠شاید اگر جنگ تحمیلی 12 روزه نبود صحنه ای چنین واضح برای عبرت آموزی و عبور از ادعاهای بی مبنا و سراب گونه شکل نمی گرفت و جامعه ایران تا سال ها همچنان در منجلاب تحلیل های این جریان مدعی روشنفکری دست و پا می زد.

🔷موید و مصدق این وضعیت، یادآوری یک حقیقت دردناک و خسارت بار است؛ بعد از پاره کردن برجام توسط ترامپ که با سخیف ترین و تحقیرآمیز ترین عبارات نسبت به توافق با ایران، وارد صحنه شد و توافق را باطل کرد و از آن خارج شد، کدام جریان اجازه شکل گیری یک نگرش ملی و ساختن پل پیروزی از این واقعه را نداد؟!

🔴آیا نمی‌شد بصیرتی که امروز نسبت به صداقت غرب و فایده مند بودن توافق با غرب و حتی معنی دار بودن مذاکره با غرب در جامعه ایران ایجاد شده است همان موقع ایجاد می‌شد و این شکست در راهبرد دولت روحانی، به یک عبرت و نقطه عزیمت جدی تبدیل و حرکت متفاوت و موثری برای نجات کشور آغاز می‌شد؟

🟤کدام نگرش و رویکرد با هزار توجیه و قصه کودکانه، کشور را به تداوم همان مسیر بی سرانجام و سازوکارهای بی فایده ای مانند اینستکس دلخوش و سرگرم کردند؟

💢آیا باید سیلی های محکم و پیاپی اینگونه بر صورت ایران نواخته می‌شد تا بدانیم غرب به دنبال برد ـ برد نیست و تسلیم ما را می‌خواهد؟!

❇️برد ایران و قدرت ایران و پیشرفت ایران، جایی در برنامه های آنان ندارد ولی یک جریان کم مایه و پر سر و صدا مانع از مواجهه جامعه ایرانی با این واقعیت مهم شدند.عبور از این جریان، باید سال‌ها قبل صورت می‌گرفت ولی کاهلی متفکرین و سیاسیون در همراهی با خواست و مصالح عمومی مردم، این عبرت ملی را به تاخیر انداخته است.

🌱به کانال های 🇮🇷 جمعیت تحول و کارآمدی🇮🇷 بپیوندید◀️

https://zil.ink/tahavoliran

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا