مقالات و یادداشت‌ها

روز شیراز، روزی برای بازگشت به ریشه‌ها

یادداشت تحلیلی پیرامون حکمرانی شهری شیراز

✍روز شیراز، روزی برای بازگشت به ریشه‌ها؛ بافت تاریخی، قلب تپنده‌ای که نباید از تپش بایستد.

❇️شیراز، شهر خاطره‌ها، شعرها و کوچه‌باغ‌های عطرآگین است. اما این خاطره‌ها در قالب کالبد تاریخی شهر متجلی شده‌اند؛ در بافتی که فقط با آجر و سنگ تعریف نمی‌شود، بلکه با حضور مردم، حافظه محله، کسب‌وکارهای بومی و هویت اجتماعی جان گرفته است. امروز اما شیراز، به‌ویژه در اطراف شاهچراغ، بازار و محله‌هایی با خاطرات جمعی بسیار، با بحران هویتی و مدیریتی روبه‌روست. بحران نه از جنس فرسودگی طبیعی، بلکه ناشی از نوع نگاه ناصحیح و ضد اجتماعی به «تصمیم گیری» و «توسعه» است.

❓ در دهه‌های اخیر، نگاه رایج به شهر شیراز (که به اشتباه بافت تاریخی می نامندش) اغلب نگاه عمرانی و موزه ای بوده است؛ محدوده ای فرسوده که یا باید به کلی تخریب شود یا تزئین و سنگ‌فرش شود و نهایتاً به یک جاذبه گردشگری برای عکاسی و بازدید چند ساعته تبدیل شود. این نگاه، بافت را از حیات اجتماعی اقتصادی تهی کرده و آن را به نمایشی بی‌جان از گذشته تبدیل کرده است. در عمل، بسیاری از پروژه‌های احیای بافت، نه براساس خواست و نیاز مردمان ساکن، بلکه با اهداف سیاسی اقتصادی طراحی و اجرا شده است.

⬅️در دیدگاه جمعیت تحول و کارآمدی، شهر پر آوازه شیراز همین پهنه 350 هکتاری است که به غلط آن را بافت تاریخی نامیدند تا از هویت بخشی به توسعه آتی شهر باز ماند. در این نگاه، دیگر این پهنه ارزشمند یک میراث تاریخی نیست بلکه یکی از جلوه‌های مهم سیاست شهری است؛ سیاستی که اگر بر مدار عدالت، حق مردم و مشارکت عمومی شکل بگیرد، می‌تواند هم حافظ هویت و فرهنگ و هنر متعالی این شهر باشد، هم پیشران توسعه شهری متوازن.

⏪در این نگاه، بافت تاریخی صحنه انتقال فرهنگ و هنر به نسل های آینده و به واقع یک دارایی بین نسلی است
حافظه زنده‌ی مردم شهر است، نه ماکت سنگی برای عکس گرفتن یا بوتیک هتل برای سکونت گردشگر
میدان تصمیم‌سازی عمومی است، نه عرصه معامله‌های پنهان برای منافع خاص
بخشی از جریان زندگی عادی مردم شهر و جزیی از مسئله‌ی عدالت مکانی و حق مردم برای حضور در شهر است.

عمده ترین نقدها در وضع موجود به شرح ذیل می باشند:
🔘غلبه نگاه کالبدی بر نگاه اجتماعی و تاریخی و توده گذاری های بزرگ مقیاس در این پهنه ارزشمند اعم از مجتمع تجاری، صحن و رواق و زائر سرا… .
🔘حذف تدریجی ساکنان اصیل محله‌ها به بهانه‌ی نوسازی یا ساماندهی .
🔘تقدم اولویت‌های گردشگری و درآمدی بر نیازهای اجتماعی و فرهنگی محله‌ها
فقدان شفافیت در اهداف، پروژه ها، مجوزها و بودجه ها

🔸پیشنهاد ما :
1. مردمی‌سازی فرآیند تصمیم‌گیری؛ نه‌فقط به‌صورت نظرسنجی‌های پسینی و صوری، بلکه از طریق شوراهای محلی، حضور ساکنان، همه ذی مدخلان و نهادهای مردمی در فرآیند تصمیم‌سازی

۲. شفافیت گام اول مشارکت؛ مردم حق دارند بدانند کدام پروژه چرا، چگونه و با چه بودجه‌ای و توسط چه افرادی اجرا می‌شود.

۳. جمعیت پذیر کردن محلات اصیل؛ بازگرداندن ساکنان اصلی و کسب‌وکارهای محلی، حفظ تنوع فرهنگی و اقتصادی، و پرهیز از پروژه‌هایی که حیات اجتماعی را از بین می برد.

۴. پیوند عدالت اجتماعی با حفظ میراث؛ تقویت حضور اقشار مستضعف، کسبه سنتی و خانواده‌های ساکن در بافت، به‌جای واگذاری آن به سرمایه‌داران یا انحصارگران گردشگری
۵. بهره گیری از مهمترین عناصر هویتی؛ ارتباط معنایی بین توسعه شهری با عناصر هویت بخش در این محلات در برنامه های آتی حکمرانی محلی

❇️ بافت تاریخی شیراز، اگر با نگاه سیاسی متصل به ایمان، مردم و عدالت احیا شود، می‌تواند به قلب تپنده‌ی حیات فرهنگی و شهری شیراز تبدیل شود. اما اگر همین روند نمایشی و سودمحور ادامه یابد، آنچه از شیراز می‌ماند، نه شهری زنده، که نمایشگاهی بی روح از گذشته خواهد بود.

❇️سیاست در بافت تاریخی، یعنی احترام به ریشه‌ها، اعتماد به مردم و ایستادگی در برابر حذف تدریجی تاریخ و داشته های ارزشمند فرهنگی، توسط پول و قدرت.

🌱به کانال های 🇮🇷 جمعیت تحول و کارآمدی🇮🇷 بپیوندید◀️

https://zil.ink/tahavoliran

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا