مقالات و یادداشت‌هانشریه براده

شرح مذاکرات مجلس بررسی قانون اساسی پیرامون اصول 6 و 7- سال 1358

یادداشت های نشریه براده

شرح مذاکرات مجلس بررسی قانون اساسی پیرامون اصول 6 و 7- سال 1358

✍️قسمت 1- جدایی طرح اتکاء به آراء عمومی و شورا در قانون اساسی

✳️(شهید) بهشتی- در پیش نویس قبلی قانون اساسی مسأله نقش نظرات مشورتی و نقش آراء عمومی هر دو در یک اصل گنجانده شده بود، گروه ما به این نتیجه رسید که نقش سازنده مشورت، یک مطلب است و نقش ضرورت اتکاء به آراء عمومی هم یک مطلب و اگر این دو مطلب را از هم جدا بیان کنیم، هریک از آنها حقش بهتر ادا شده و در قانون اساسی برجسته خواهد بود. لذا بر این اساس بوده که مطلب قبلی در دو اصل به این صورت به مجلس عرضه شده است.

❇️اولا امیدوارم که همه مردم ما با این توضیحی که دادم توجه بفرمایند که در مجلس خبرگان و در گروههای مسئول تهیه اصول، با عنایت و اهتمام به آراء مردم و با عنایت و اهتمام به استفاده از آراء مشورتی صاحبنظران در این دو اصل اهتمام ، دقت و کوشش کامل شده است و هیچ منظور این نبوده است که نقش شوراها و نقش نظر مشورتی و نقش آراء مردم ذره ای کمتر از آنچه شایسته یک حکومت و جمهوری اسلامی است، باشد.

❇️ثانیا، همه تلاش و کوشش شما می شود که امروز در اداره امور جامعه تحت عنوان شورا و نقش آن، شوراهای مختلفی با دلائل مختلف مطرح است و می شود که سرانجام این دلایل را به یک دلیل منتهی کرد. ولی در بحث های اجتماعی ما می بینیم که دلایل از نظر زمینه قبول و یا عدم قبول یکسان نیست، یکی اینکه شورا یعنی مجلس شورای ملی، ملاحظه می کنید که این یک نظر عمومی است و امروز اکثر قریب به اتفاق نقش شورا را به شکل مجلس شورای ملی پذیرفته اند، دیگر شوراهای استان و شهرستان و بخش و روستا است، شوراهای استان و شهرستان را هم که چیزی شبه انجمن شهر یا انجمن ایالتی و ولایتی است که قبلا هم بوده و کم و بیش زمینه روشنی دارد، ولی غیر از این یک سلسله شوراهای دیگر امروز مطرح است. مثل شورای کار در کارخانه، شورا در ادارات مختلف اعم از ادارات لشکری و کشوری، شورا در مدارس و شورا در دانشگاه و اینگونه شوراها، شوراهایی است مربوط به کیفیت اداره یک مؤسسه معين مثلا شورای کار برای اداره کارخانه و کارگاه است، شورای اداری برای اداره یک واحد دولتی است و شورای مدارس برای اداره یک مدرسه است و ترکیب اعضای این شورا و حدود و اختیارات و وظایفش از آن مسائلی است و مسبوقید که در این ایام روی آن بحث و تکیه می شود و در این مورد است که می بینید آراء بسی مختلف است.

❇️عده ای نقش دادن به این شوراها را ضد مدیریت و مرکزیت لازم برای اداره کردن میدانند و عده ای نقش دادن به این شوراها را کمک به مدیریت سالم و هماهنگ و تشویق کننده کارکنان یک واحد می دانند. البته چه از نظر تشخیص و چه از نظر ترغیب و تشویق و احساس مسئولیت کردن، درست است که عاقبت همه اینها یکی است و آن عبارت از این است که هر قدر ها به افراد در اداره امور عمومی بهای بیشتر و نقش بیشتر بدهیم، آنها احساس حضور بیشتر و مسئولیت بیشتر می کنند و ما می توانیم همه را به یک مبنای فکری برگردانیم ولی همانطور که عرض شد زمینه فکری عمومی و زمینه قبول عمومی آن یکسان نیست.

✳️حالا بر میگردیم به مساله “امرهم شورى بينهم” و يا “وشاورهم في الامر” از نظر استدلال اسلام شناسی گروه ما اینطور فکر می کند که استفاده از شورا و دخالت دادن نظرات مشورتی به عنوان اینکه چند فکر بیش از یک فکر برد و توان دارد و وقتی افراد بیشتری از صاحبنظران در یک تصمیم دخالت دارند، تأثیر بیشتری برای حسن اجرای آن دارند زیرا هم در اتخاذ تصمیم تأثیر بهتری دارند و هم در قدرت اجرای آن که کاملا می تواند مستند به این دو آیه باشد.

❇️مسأله اتکاء بر آراء عمومی لزومی ندارد که متکی بر این آیات باشد تا احیاناً بحث شود که آیا تک تک افراد مردم صلاحیت اظهار نظر در باره فلان امر فنی را دارند با ندارند چون این سؤال پیش می آید، ما اینطور فکر می کنیم که ضرورت اتکاء بر آراء عمومی در مراحل مختلف ناشی از یک مطلب دیگر است و آن این است که بهترین نوع حکومت و بهترین نوع اداره کشور آن نوع حکومت و مدیریتی است که قدرتش را از حمایت عموم بگیرد نه از سرنیزه و نه از هیچ عامل دیگر، تکیه ما بر روی این زیربنای فکری است و در اینجا دیگر بحث نمی شود که آیا میزان نقش آراء عمومی در اینکه فکری پخته تر باشد چقدر است و لذا میبینید در آنجا دیگر اصلا آراء عمومی در اتخاذ یک تصمیم دخالت مستقیم ندارد دخالتها عموماً غیر مستقیم است یعنی آراء عمومی می آید کسانی را معین کند که از طرف آنها در اتخاذ یک تصمیم دخالت کنند و این مشاورین، مشاورین بدون اتکاء بر مردم نباشند، این مشاورین نظر مشورتی شان در اصل شش نقش روشنگری و استحکام در تصمیم را دارد.

❇️در اصل هفت این مشاورین قدرت اجتماعیشان را از آراء عمومی و انتخاب مردم میگیرند ملاحظه می فرمائید انتخاب مردم در نقش روشنگرانه مشورتی یک کارشناس تأثیری ندارد و تأثیرش صرفاً در حمایت اجتماعی است این است که ما آمده ایم مطلب را در دو جا و به دو صورت مطرح کرده ایم تا در هر مورد بتوانیم استدلال خاص خودمان را درباره آن بیان کرده باشیم. بنظر ما آنچه مستقیماً به اصل «وامرهم شوری بینهم» و «وشاورهم في الأمر» مربوط می شود اصل شش است و نقش مشورت در اینکه فکرها و تصمیم ها پخته تر باشد البته آیه «وشاورهم في الامر» کم و بیش ناظر به روح اصل هفت هم هست زیرا بر طبق صدر آیه که می فرماید «ولو كنت فظا غليظ القلب لا انفضوا من حولك» ولی در عین حال ما خواسته ایم آن چیزی را که از این بخش از آیه استفاده میشود جدا کرده باشیم و آنرا دراصل هفتم آورده باشیم. این توضیحی بود که می توانستم بدهم .

📕 گاهنامه سیاسی اجتماعی براده شماره صفر
🖊گردآوری: علیرضا مظفری

🌱به کانال های 🇮🇷 جمعیت تحول و کارآمدی🇮🇷 بپیوندید◀️

https://zil.ink/tahavoliran

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا