مقالات و یادداشت‌ها

میدان را از مردم خالی نکنید!

یادداشت تحلیلی پیرامون نقش مردم در حکمرانی

✍میدان را از مردم خالی نکنید!
نه در مناسبت‌های دینی و ملی، نه در کارهای جهادی، نه در ساختن شهر و کشور.

ایمان، صحنه می‌خواهد، نه صحنه‌سازی.
جهاد، همت می‌خواهد، نه قرارداد.
آبادانی، دل می‌طلبد، نه فقط پیمانکار.

⬅️ما از آن جنسیم که باور داریم دین، وقتی زنده است که با مردم زندگی کند. این را فقط در روضه و راهپیمایی نمی‌بینیم؛ در ساختن یک خانه برای نیازمند، در آبرسانی به یک روستا، در مرمت یک مدرسه، در پاک‌سازی طبیعت، در پر کردن شکاف‌های اجتماعی، در همین‌هاست که «ایمان» به جریان می‌افتد.

🔸اما امروز، همان‌طور که مناسک دینی یکی‌یکی تبدیل به پروژه شده‌اند، «جهاد» دارد به پیمانکاری شباهت پیدا می‌کند. شور جهادی که باید بجوشد از دل مردم، دارد قالب می‌گیرد در بخشنامه‌ها، جدول‌های زمان‌بندی، و گزارش‌های رسمی. گروه‌های جهادی، که باید خودجوش، مسئله‌محور و مردم‌محور باشند، کم‌کم به پیمانکاران ریزنقش دستگاه‌ها تبدیل شده‌اند.

🔸بودجه‌ها تعیین می‌شود، ردیف‌ها تخصیص می‌یابد، اما آن‌چه کم‌رنگ می‌شود، «اختیار، اصالت، و اراده‌ی مردم» است.
ما با حمایت حاکمیت مشکلی نداریم؛ بلکه باور داریم دولت و نهادهای بزرگ، باید کمک کنند، نه قبضه. سیاست‌گذار باشند، نه تصدی‌گر. تسهیل‌گر باشند، نه کارفرما.

🔸اما متأسفانه گاهی این اصل وارونه اجرا می‌شود. یا آن‌قدر همه‌چیز را خودشان در دست می‌گیرند که مردم فقط نظاره‌گر می‌شوند، یا آن‌جا که باید وظیفه‌شان را انجام دهند، عقب می‌کشند و می‌گویند: «باید مردم وارد شوند!»

🔸در حالی که میدان‌دادن به مردم، جایگزین انجام وظایف قانونی نیست. مردمی‌سازی یعنی فراهم‌کردن بستر مشارکت اصیل، نه انداختن بار مسئولیت بر دوش مردم و عقب‌نشینی از نقش‌های حاکمیتی.

🔸دولت و نهادهای عمومی، موظف‌اند کار خودشان را درست انجام دهند؛ و در عین حال، مشارکت مردم را جدی بگیرند. این دو نه در تقابل، بلکه در تکمیل یکدیگرند. همان‌قدر که تصدی‌گری مطلق غلط است، کنارکشیدن و وانمودکردن به مردمی‌بودن هم اشتباه است.

🔸وقتی نهادهای رسمی، گروه‌های مردمی را با نگاه «پیمانکار» می‌بینند، نه «شریک ایمان و حرکت»، کار از مسیر خود خارج می‌شود. آن‌وقت به‌جای پرورش روحیه جهادی، کار جهادی تبدیل می‌شود به لیست پروژه‌ها؛ به‌جای گره‌گشایی مردمی، رقابت برای دریافت سهم از بودجه آغاز می‌شود.

🔸حتی در پروژه‌های عمرانیِ کلانِ شهری هم همین نگاه مسموم رسوخ کرده. پیمانکار می‌آید، پروژه می‌سازد، اما مردم غریبه‌اند. مشورت نمی‌شوند، شریک نمی‌شوند. دغدغه‌ها و سبک زندگی‌شان در طراحی دیده نمی‌شود. چون اصل، عدد است و افتتاح؛ نه کیفیت زندگی و هویت محل. وقتی مردم فقط تماشاچی باشند و در تصمیم‌گیری‌ها نقشی نداشته باشند، شهرهایمان بی‌روح می‌شود؛ حتی اگر پل‌های بتنی بزرگ افراشته شده باشد، بزرگ‌ترین پارک آبی و آکواریوم افتتاح شود و خیابان‌ها سنگ‌فرش نو داشته باشند.

❇️ما می‌خواهیم حکمرانی متصل به ایمان را تجربه کنیم. یعنی حکمرانی‌ای که مردم را در دل عمل شریک می‌داند، نه اینکه کار را از آن‌ها بگیرد و بعد گزارشش را به آن‌ها ارائه کند.

ما باور داریم:

جهاد، باید از مردم بجوشد.
توسعه، باید با مردم طراحی شود.
مناسک، باید در دل مردم بماند.

🔸امروز اگر قرار است روح دین و انقلاب زنده بماند، باید تصدی‌گری نهادها کم شود، اما مسئولیت‌پذیری‌شان باقی بماند؛ و میدان مردم، گشوده‌تر شود.

بگذارید مردم، صحنه را بسازند.
خودشان، با زبان خودشان، با دغدغه‌های خودشان.
نه در قاب‌های از پیش‌تعریف‌شده.

✅چرا که ما باور داریم:
اگر ایمان زنده است، خودش راهش را پیدا می‌کند.
فقط کافی‌ست جلوی راهش را نگیریم؛ و وظیفه‌مان را هم زمین نگذاریم.

🌱به کانال های 🇮🇷 جمعیت تحول و کارآمدی🇮🇷 بپیوندید◀️

https://zil.ink/tahavoliran

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا