میدان مسئله اصلی
باسمه تعالی
۱. واضح است که در دنیای امروز هیچ معامله واقعی، پشت میز مذاکره ترتیب داده نمیشود. انتظار هیچ تغییری در مذاکرات واقع بینانه نیست. میز مذاکره حقیرتر و کوچک تر از آن است که معادله جدیدی بیافریند.
کشورها تلاش میکنند معادله جدید خلق کنند و بر اساس این معادله، مناسبات و چارچوب های جدید برای خود ترتیب دهند. خلق معادله جدید، امری زمان بر و بسیار سخت است که گاهی و شاید بتوان گفت اغلب اوقات همراه با جنگ یا فشار نظامی به نتیجه میرسد. شاید بتوان گفت برخورد نظامی، ظاهر کننده و یا تسریع کننده ظهور معادلات جهانی است.
نمونه بارز خلق قدرت و معادله برتری طلبانه با استفاده از جنگ، حکومت آمریکا است که در تمام تاریخ خود جنگیده است و همچنان از این ابزار به وفور و بی محابا استفاده میکند و هرگز از آن پس نمیکشد؛ زیرا میداند و مطمئن است که نتیجه جنگ به هزینه ها و تلخی های آن می ارزد؛ به عینه این موضوع را در تاریخ خود تجربه کرده اند. متوقف کردن آمریکا ابدا با گفتگو و مذاکره ممکن نیست. باید با آمریکا جنگید و نتیجه شیرین جنگ را به روشنی نشان داد تا همه دنیا ببیند و مردم ایران خلق معادله جدید را رقم بزنند.
جمهوری اسلامی ایران برای خلق معادله جدید سال ها تلاش و خود را تجهیز کرده است و زمانی که مورد تهاجم نظامی سهمگین دو قدرت بزرگ نظامی دنیا قرار گرفت، شگفتی آفرین شد و عملاً جهان وارد فضای جدیدی شد و معادله ای متفاوت به نفع ایران شکل گرفت.
این معادله حاصل آمادگی قبلی و شجاعت در لحظه نبرد و شکستن اقتدار دشمن و نشان دادن شرایط جدید است.
۲. جنگ با دشمنان خدا و طواغیت عالم مسیر قطعی موحدان است و هیچ گریزی از آن نیست. جهان خواران نیز همه عزم و تمرکزشان نهایتاً به جنگیدن با جبهه مستضعفان منتهی میشود. این میدانی است که خداوند وعده شکست دشمنان و پیروزی حزبالله را داده است.
برپا شدن این میدان سربلندی و پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی در سراسر عالم را محقق خواهد کرد. نصر و ظفر جمهوری اسلامی ایران و جبهه مستضعفان، در این میدان قطعی است و جبهه حق به شکل شگفت آوری پیشرفت خواهد کرد؛ چنانکه در جنگ اخیر هم دیده شد.
پشت کردن به این میدان جز به عقب انداختن جنگ و مبهم کردن صحنه پیش چشم مردم و در نتیجه آشفتگی و تحلیل ظرفیت ها نتیجه ای نخواهد داشت.
۳. معادله جدید جز با جنگ خلق نمیشد و البته که جنگ هراس انگیز و برای همگان کراهت آور است؛ اما خیر و نفع مردم و جبهه مومنین در جنگیدن با دشمنان است. كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ ۖوَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
همه رویکردها و دیدگاه هایی که در سال های گذشته تلاش کردند این حقیقت را بپوشانند و مسیر انحرافی دیگری را تبلیغ و حاکم کنند نهایتا جز خسارت به ملت ایران و همه مظلومان عالم، دستاوردی نداشتند.
🟡آری؛ وارد شدن به جنگ زمان خودش را دارد ولی معنای آن سازگاری با نظم آمریکایی و تبلیغ و ترویج پیوستن به جرگه بردگان طاغوت نیست. ما با آمریکا دشمن هستیم نه به دلیل این که لا اله الا الله نمیگوید؛ بلکه به این دلیل که ظالم و جهان خوار است. میخواهند همه دنیا را ببلعند. طاغوت جهان خوار اگر لا اله الا الله هم بگوید نباید از او پذیرفت.
رهبر شهید امت اسلامی، اهتمام فراوان به تبیین این امر داشتند و راهبرد نجات دهنده امام خمینی(ره) که آمریکا شیطان بزرگ است را سرلوحه کار خود قرار داده بودند.
رهبر شهیدمان در روزهای آخر حیات زیبا و الهام بخش خود این معنی را فرمودند که آمریکا میخواهد ایران را ببلعد؛ اما جمهوری اسلامی و مردم، اجازه نمیدهند.
۴. بر این اساس معنای جمهوری اسلامی، مبارزه با طاغوت است. جمهوری اسلامی وجودش به معنای مبارزه با نظم طاغوتی است. این مبارزه، میدانی است که بدون حضور واقعی و تعیین کننده مردم اصولاً برپا نمی شود. میدان سخت و خطیر درگیری که برپا شد آنگاه حضور مردم معنادار میشود و مبعوث شدن مردم شکل میگیرد.
حضور مردم بهم زننده نظم و ترتیبات معمول است. سیل آسا می آیند و ثبات و سکون خواب آور را بهم میزنند.
بدانیم که آرامش کاذب و ثبات و نظم خواب آور، نجات دهنده نیست. این نظم خواب آور جز با حضور غیورانه و تکان دهنده مردم تغییر نمیکند. حضور تکان دهنده مردم نجات دهنده ما و همه دنیا از نظم طاغوتی است.
۵. منظور جمعیت تحول و کارآمدی از انتخابات همین است. برپایی میدانی خطیر و موثر و حضور سیل آسا و حداکثری عموم مردم برای تعیین تکلیف.
در این فهم از انتخابات، این که چه کسی رای می آورد درجه دوم است. مسئله سخت و اصلی، برپا شدن میدان انتخابات است. میدانی برای حضور سرنوشت ساز مردم. اگر عموم مردم آمدند و میدان را به دست گرفتند دیگر نگران نتیجه انتخابات نباشیم.
گروه های سیاسی اگر میخواهند گزارشی به مردم بدهند در این چارچوب، تلاش های خود را گزارش کنند. چه تلاشی برای برپایی میدان انتخابات کرده اند.
آیا اکنون مردم صحنه انتخابات را همان میدان خطیر و سرنوشت ساز می بینند و سیل آسا به سمت آن حرکت میکنند؟!