مقالات و یادداشت‌ها

چرا برخی اصولگرایان مخالف کنشگری مستقل جریان انقلابی هستند؟!

 

مخالفت با کنشگری مستقل و موثر جریان حزب اللهی به تدریج تبدیل به یک رویه غالب در جریان اصولگرایی شد و این رویکرد دلیلی جز احساس عجز برای تبیین صحیح و روشن و اقناع بدنه معتقد به نظام نداشت. در واقع جریاناتی در اصولگرایی به دلایلی احساس کردند برای کسب قدرت ناچارند دست به رفتارهایی بزنند که جز با ترسیم دو قطبی های کاذب از صحنه سیاسی و تعطیلی تفکر و تحلیل مخاطبان، قابل توضیح نیست و بر این اساس اولین مواجهه شان با بدنه معتقدین نظام درخواست از ایشان برای کنار گذاشتن هرگونه فعالیت موثر و مستقل است؛ به گونه ای که این بدنه در مقاطع حساس انتخابات به کلی منفعل و ناچار به تبعیت از لیست های غیرقابل دفاع ائتلاف های اصولگرایی شود.
بگذارید از زاویه دیگری ماجرای این سال ها را شرح دهیم.
هرگونه اقدام و کنشگری مستقل و متعهدانه جریان انقلابی در عرصه سیاسی هم اکنون از طرف کسانی که خود را متولیان اصولگرایی میخوانند محکوم می‌شود. چرا؟! هرگونه بحث و بررسی منتقدانه در خصوص نامزدهای انتخابات به شدت تخطئه می‌شود و افرادی که چنین رفتارهایی داشته باشند با برچسب هایی مانند بی توجه به مصلحت انقلاب، وحدت شکن، بازی خورده، عامل شکست انقلاب، بازی بهم زن و …منکوب و رانده می شوند. چرا؟!
واقعیت این است که یک حلقه بسیار محدود و ناچیز، به هر دلیل، تصمیم دارند فرمان اداره جامعه را در دست داشته باشند و اگر بدنه انقلابی پیام های مکرر مقام معظم رهبری را باور کند که باید در وسط میدان، متعهدانه وارد صحنه های سیاسی اجتماعی شود این صحنه آرایی بی اعتبار شده و به کلی بهم می‌خورد.
اگر جوان انقلابی باور کند که خودش باید تحلیل و بررسی کند و در انتخابات ها نامزدهای مدنظرش را بیابد منطق «فقط به لیست کامل ما رای بدهید» متلاشی می‌شود.
متاسفانه تلاش برای انفعال جریان انقلابی در پس تحلیل های مثلاً اصولگرایانه نتیجه ای جز سطحی شدن تحلیل ها و عجز از فهم ابعاد مختلف مسائل نداشته و این عقب ماندگی از مسائل جدی مردم، بی توجهی جامعه به پیشنهادات جریان اصولگرایی را سبب شده است.
معتقدین به جریان انقلابی باید هویت مستقل خود را فریاد بزنند و هزینه این استقلال خواهی را بپردازند تا کوتاهی های گذشته در قبال مشکلات مردم را تا حدی جبران کنند. مردم منتظرند ببینند(در شرایطی که دو جریان سنتی سیاست ایران ناکارآمدی و غیر مولد بودن خود را نشان داده اند) آیا از دل جریان انقلابی، نسخه ای برای بهبود و اصلاح شرایط کشور عرضه می‌شود یا نه!

لیست های خویشاوندی و مسئول دفترها
از انتخابات گذشته مجلس شورای اسلامی به این سو (شاید به شکل پررنگ تر) با پدیده ای روبرو هستیم که افراد و جریانات سیاسی تلاش می‌کنند نسخه جوان شده ای از خود را به مردم عرضه کنند.
این رویکرد عمدتا ناشی از فشار افکار عمومی و موج تغییر خواهی و جوانگرایی در کشور ایجاد شده است و برای سرپوش گذاشتن بر انحصارطلبی های قبلی صورت می گیرد. اکنون در سازوکارهای انتخاباتی و لیست هایی که قرار است معرفی کنند نام های آشنایی به چشم می‌خورد. نام هایی که نسبت فامیلی پدر و فرزندی، برادری، خواهری و…. همچنین نزدیکی کاری مانند مسئول دفتر و…. به شکل پررنگی به چشم می‌خورد.
این رویه، پاسخ شایسته ای به تقاضای جامعه برای تغییر رویکردها و اصلاح فرآیندهای اداره جامعه نیست و بیشتر به یک شوخی با مطالبه جدی مردم شبیه است. مردم معتقدند که گروه هایی در عرصه سیاسی و مدیریتی کشور هستند که بدون توجه به شایستگی ها و ظرفیت های جامعه برای تعیین مسئولیت های اساسی جامعه صرفا به دور و اطراف خودشان نگاه می‌کنند و موقعیت‌ها را به نسبت دوری و نزدیکی با خودشان و جریان متبوعشان توزیع می‌کنند. این مطالبه مردم را با این مدل جوان‌گرایی که تداوم انحصار و تضعیف انقلاب و دلسردی عمومی جامعه را به دنبال دارد نمی توان پاسخ داد. شاید باید صریح تر بگوییم؛ کسانی که در فضای انحصار و امتیازهای ویژه رشد کرده‌اند اصولاً قادر به درک تقاضای مردم و پاسخگویی به آن نیستند. این پاسخ باید از طرف بدنه دغدغه مند علاقه مند به انقلاب داده شود.
دلسوزان انقلابی نباید معطل بمانند که سیاسیون حرفه ای و قدیمی مجاب شوند که جایی برای بقیه باز کرده و حاضر به کم کردن سهم خود در مدیریت پشت صحنه عرصه سیاسی و انتخاباتی جامعه شوند؛ باید جریان مستقل انقلابی وارد صحنه شده و نقشی که مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم و سایر بیانات اخیرشان از جوانان انتظار دارند محقق شود.

مردم منتظر لیست ها و ائتلاف شما نیستند، منتظر تحول و ایجاد تغییرند
شور و هیجان خنده داری راه افتاده است وسط سیاسیون جناح های مختلف که بتوانند با گرفتن حداکثر امتیاز از طرف های ذینفع، سرانجام سر یک میز برای تقسیم قدرت(که اسمش را گذاشته اند میز وحدت) بنشینند و به زعم خود، ملتی را از نگرانی خارج کنند.
مرتبا ترکیب اعضا را بالا پائین میکنند که صورت قشنگی داشته باشد و معلوم نباشد که سرانجام چه کسی یا چه کسانی قرار است تعیین تکلیف کنند!
آنچه مغفول و بی اهمیت انگاشته شده‌ مسائل و مشکلات مردم مرتبط با مدیریت شهری است که گویا از قبل نسخه حل و رفع آن ها توسط حضرات تهیه شده و جای هیچ نگرانی نیست.
این همه غفلت و تغافل واقعا حیرت آور است. در حالی که جامعه اصلا توجهی به این گونه کنشکری حضرات حرفه ای در سیاست ندارد و با چشم انزجار به آن می نگرد، بزرگواران با اهتمام خاصی در حال چینش ترکیب های مختلف برای ائتلاف هستند و مردم هم به هیچ گرفته شده اند.
کافی است تصور کنیم احساس مسئولیت فعالان جریانات سیاسی به این سمت و سو حرکت می‌کرد که از مدتی قبل از هر انتخابات، مسائل و مشکلات مردم را در دستور کار خود قرار می دادند و تبیین و نگاه و راهکارهای خود را با مردم در میان می‌گذاشتند. در این صورت نگاه مردم به انتخابات و مشارکت شان در این رویداد تعیین کننده، چگونه می بود؟
همین امروز هم اگر گروهی، بی توجه به سازوکارهای مندرس و جامانده از مسائل واقعی مردم، به بیان دیدگاه های تفصیلی و دقیق در حوزه مسائل شهری و درد مردم در مواجهه با ساختار شهرداری بپردازد و کاندیداهای به نسبت قابل قبولی را معرفی کند و مسئولیت پذیر و پاسخگو باشد شرایط انتخابات شورای شهر به کلی دگرگون خواهد شد.

سابقه مدیریت، نقطه قوت است یا نقطه ضعف‌
یکی از اتفاقات ناپسند و دردناک در مناسبات سیاسی، اجتماعی کشورمان این است که مدیران سابق برای ورود به مناصب بعدی یا نمایندگی مردم در مجلس و شوراهای اسلامی شهر، صرفا سابقه تصدی های قبلی و سوابق مدیریتی خود را ذکر میکنند.
گویا آن جایگاه مدیریتی به وسیله ایشان و با تلاش های موثر و برجسته شان ساخته شده و به وجود آمده است.
انتظار این است که مدیران سابق اقدامات شاخص، رو به جلو و فوق العاده خود را در دوره مدیریت شان معرفی کنند و با آسیب شناسی روندها و اقدامات گذشته، دیدگاه و برنامه شان را برای بهبود شرایط آینده ذکر کنند.
جایگاه های مدیریتی، موقعیت ها و فرصت هایی است که در اختیار افراد و جریانات قرار میگیرد و افراد باید در قبال اشغال این جایگاه ها و فرصت ها پاسخگو باشند نه این که با تفاخر به تصاحب پست های مدیریتی، بر مردم آقایی کنند و خواستار تداوم ریاست و مدیریت خود شوند.
وقتی که ناکارآمدی در عرصه‌های مختلف گریبان جامعه را گرفته و نابسامانی گسترده که ناشی از غیرشایسته سالاری و رویه های ناصحیح است مردم را آزار می دهد، مدیران سابق که سهیم در این وضعیت هستند باید سهم و نقش خود را مشخص و نسبت به آن پاسخگو باشند.
مع الاسف، بسیاری از مدیران سابق، صرفا با ذکر اجمالی و کلی برخی از مسائل حوزه مورد نظرشان که برای صاحب نظران غیر قابل قبول و سطحی است و با تکیه بر سوابق مدیریتی شان که مشخص نیست چگونه به آن ها دست یافته و چه عملکرد مفید و موثری داشته اند، میخواهند رای و نظر مردم را جلب کنند.
شکستن این رویه ناپسند که تضییع حقوق مردم را در پی داشته، وظیفه ای است که افراد متعهد باید در انتخابات پیش روی شوراهای اسلامی شهر برای خود فرض بدانند و به منظور تحقق آن از طریق مطالبه از نامزدها و آگاه سازی جامعه بکوشند.

مسیر پیشرفت منحصر بفرد شیراز کدام است؟
پس از سال هایی که مدیریت شهری شیراز شاهد اجرای نسخه های عجیب و غریب است نیازمند تحول در این حوزه هستیم. برنامه های مدیریت شهری در شیراز از لحاظ انسجام و پیوستگی بین بخش های مختلف، کلان نگری در هر حوزه و در کلیت و به ویژه توجه به اقتضائات بومی شهر شیراز دچار ضعف مفرط بوده اند.
نتیجه این رویه در اداره شهر که میان گروه های سیاسی و مدیریتی مختلف در طول چند دهه گذشته دست به دست شده، حرکت نامتوازن و غیرقابل توجیه شیراز بوده است به گونه ای که هویت فرهنگی این شهر را تقویت نکرده و آسیب های متعددی در زمینه های مختلف به جای گذاشته است به گونه ای که برای معرفی عملکرد دوره های مختلف مدیریت شهری عمدتا به عملکرد مالی و عمرانی شهرداری استناد می شود و این خود تا حدی گویای رویکردهای بی مبنا در اداره این شهر است.
امروز به روشنی آنچه از آن با عنوان زخم هایی بر تن و روان شیراز یاد می کنیم و پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن دامنگیر این شهر شده، نسخه های غیرکارشناسی و من درآوردی مدیران شهری ادوار مختلف است که رهاورد علائق، تجربیات ناقص، تحمیل ها و بی برنامه گی ایشان است و هرگز نیز به محک جدی کارشناسان، گروه های سیاسی و جریانات مدعی اداره شهر نخورده است.
تداوم این رویکرد در مدیریت شهری نتیجه ای جز فروپاشی آخرین ساختارهای اجتماعی و فرهنگی نخواهد داشت. محیط زیست و فضای سبز، ترافیک و حمل و نقل، معماری و سیمای شهر، بافت تاریخی و مذهبی و بافت جمعیتی شیراز دستخوش اعوجاج های حیرت آوری شده است که مع الاسف گاهی با عنوان دستاورد نیز به مردم معرفی می شود.
آن چه امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندیم و باید در فرصت انتخابات به آن بپردازیم نظریه مدیریت شهری شیراز است؛ نظریه ای که نسخه منحصر به فرد پیشرفت شیراز را ارائه کرده و از حداکثر توان و داشته های این شهر و همه ظرفیت های دیگری که می تواند در دسترس قرار گیرد، برای مدیریت شهری آینده بهره ببرد.
دستیابی به نسخه ای یکتا برای اداره شیراز متناسب با تاریخ و فرهنگ وجغرافیا و شرایط امروز آن، دفعتا و بی مقدمه ممکن نیست. مهم ترین مسئله این است که منتخبین مردم در شورای اسلامی شهر باید با این نگاه و دغدغه وارد میدان کار شوند که این نیز به نوبه خود نیازمند توجه عمومی مردم به اهمیت موضوع است.
تمرکز و توجه افکارعمومی به موضوعاتی اینچنین، بی شک مستلزم گفتگوی جدی و صریح کارشناسان و عالمان در این زمینه است؛ گفتگویی که در مقابل نگاه عموم و نخبگان و تصمیم سازان و تصمیم گیران باشد و فضای مدیریت شهری آینده را متاثر کند.
تقاضای زیادی است که تبلیغات انتخاباتی شورای شهر، فرصتی برای گفتگوی جدی درباره نظریات مدیریت شهری، نگاه های بلندمدت برای اصلاح روندها و گام های میان مدت و کوتاه مدت ناظر به وظایف شورا و شهرداری باشد؟!
همه کسانی که خود را در معرض عضویت در شورای شهر شیراز قرار داده اند باید نسبت خود را با سئوالات اساسی این حوزه مشخص و پاسخ هایی ارائه دهند تا بتوان فضای انتخابات را تا حدی به فرصت رشد تبدیل کرد.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا